امروز فهمیدم حس عدم امنیت و ناکافی بودن و دوس نداشتنی بودن و .... ک دارم همش بخاطر محرومیت هیجانی دوران کودکیمه...
دکتر میگفت ک گاهی یه پارتنر ساپورتیو میتونه همه اون کمبودهارو جبران کنه و دیگه نیاز ب تراپی نباشه...
اون داشت حرف میزد و من ب این فک میکردم ک من از تو قطعا همون حس رو میگرفتم... کنارت ادم دوس داشتنی بودم.حس نا امنی نداشتم و فک میکردم کافی هستم... آدم بهتری بودم....شاید واس همینه انقد درد داره نبودنت...
ادم های دیگه یا نه... من در کنار ادم های دیگه فقط زخم هام ب چشمم اومد،ناتوانایی هام،نتونستن هام... شدم آدم نابلد...
یه چیز بی ربط بگم؟
هربار که سیگار میکشم فقط این تیکه توو ذهنمه
غمت غلیظ ترین کام است....
دوسِت دارم... غلیظ... عمیییییییییییق............
:. Miss. MISS .:...ما را در سایت :. Miss. MISS .: دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 5