دیشب بعد مدت ها... خوابتو دیدم
کل امروزم ب این گذشت ک واس اینکه ی بار دیگه باشی تو زندگیم، حاضرم چن سال از عمرم کم بشه... امروز همه چیز دور حسرت بودن تو گذشت.... یادم اومد ۷ سال شده...میدونی چن روز؟ دو هزار و پونصد و پنجاه و پنج روز..... دو هزار و پونصدو پنجاه و پنج روز...............
میدونی ینی چی....؟ ینی دو هزار و پونصد و پنجاه و پنج روز شبارو خوابیدم و صب شده و نبودی........ میتونی بفهمی....؟
گوشتو بیار ی چیزی بگم بهت..... درسته دلخورم ازت... ولی هیشکی نتونس جاتو بگیره برام.....
تو همیشه همون تیکه گمشده پازلی ک هیچوقت نمیذاره هیچیم کامل شه.... غم هامو کامل میکنی آ..... ولی شادیامو نه.... ته همه خندیدن هام، هستی.... اول و آخر غم هام هستی.......
این روزا ب این نتیجه رسیدم ک دل ب دل راه نداره... خیلی وقتا ب این امید گذروندم ک وقتایی بی هوا یادت میفتم حتمن تو ۴۰۰ کیلومتر اونورتر یاد جودی افتادی... ولی نه..... تو یاد من نمیفتی...... مگه میشه.... حتی پامو گذاشتم رو همه چیز... بهت دایرکت دادم... شماره مو گذاشتم.... دریغ از نقطه.................
جات خالی هنوز...... دیگه بعد ۷ سال خیلی کمه بگم دلتنگتم....... من تو این ۷ سال مُردم صابر......... جون دادم بابالنگ درازم ......................
:. Miss. MISS .:...ما را در سایت :. Miss. MISS .: دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35