دوباره پر زور تر از همیشه داشتی توو ذهنم پرسه میزدی... ی لحظه یادم افتاد ک پریروز وقتی داشتم از گوشیم بک آپ میگرفتم چنتا فایل بود مربوط ب صبط تماسای تلفنیم.. با اینکه برنامشو حذف کرده بودم ولی فایلای ضبط شده مونده بود... رفتم سراغشون..توو دلم ی کورسویی بود ک صدای توام اونجا باشه... گشتم... بود.. صدات بود.. خنده هات بود...نابود شدم اون لحظه ک صدات رسید ب گوشم... صدای خواستنیت......... صدای خنده هات..... صدایی ک نزدیک ی ساله دیگه نشنیدم....
کل اون 4ساعتو تا برسیم من زار زدم توو اتوبوس..هی دلم خواستت... هی خودشو زد ب در و دیوار ک دلم تنگ شده واسش... تمام اون لحظه هاداشتم ب این فک میکردم اگه این دلتنگی اینطوری تموم میشه ک باید واسش تا کره ی ماه هم برم باور کن میرفتم.... ولی همیشه اونجوری نیس ک ما میخایم......
امروز 20 آبانه.. ی سال شد... من و تو و کافه و میرداماد و احسان خواجه امیری و اون پسر بچه ک چن بار شیشه ماشینتو تمیز کرد و اون ادامس بدمزه و موکا و چیز کیک و ساعتت و . . . . .
قطعا امروزو یادت نیس..حتی مطمئن نیستم ک منو یادت باشه... بعدِ اون حرفایی ک اون در موردت زد بهم و گف ک چ حرفایی میزنی......
نمیددنم چرا دوباره اینجارو بعد ی سال شرو کردم...
من ولی مینویسم واست..مث قبلنا... هنوزم واسه حرف زدن تو بهترینی و انتخابِ اولم . . .
:. Miss. MISS .:...ما را در سایت :. Miss. MISS .: دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36