ی سال از تُ گذشت . . .

خرید بک لینک
دیروز توو ترمینال نشسته بودیم تا اتوبوس بیاد... دو تا مرد اومدن توو ردیف جلویی نشستن... ی لحظه نگاشون کردم.. ماتم برد..نیمرخ یکیشون شبیهِ تو بود.. شبیه ک نه..دقیقا تو بودی... همش زل زده بودم بهش... توو دلم خدا خدا میکردم ک خودت باشی... چن لحظه بعد پا شد بره ی لحظه برگشت عقب.. تو نبودی.. فقط شبیهت بود... دلم میخاس مقصدمون یکی باشه با اون.. ک ی دل سیر نگاش کنم و توو نیمرخش تورو ببینم... مقصد یکی بود ولی ساعتش نه... سوار اتوبوس ک شدیم تکیه داده بود ب نرده تا اتوبوسشون بیاد.. هرچی بیشتر نگاش میکردم بیشتر شبیهت میشد... با بغض..با حسرت..با دلتنگی... با دلخوری.. با عشق.... زل زده بودم بهش... بعد اتوبوس حرکت کرد و تموم شدی . . . . .

دوباره پر زور تر از همیشه داشتی توو ذهنم پرسه میزدی... ی لحظه یادم افتاد ک پریروز وقتی داشتم از گوشیم بک آپ میگرفتم چنتا فایل بود مربوط ب صبط تماسای تلفنیم.. با اینکه برنامشو حذف کرده بودم ولی فایلای ضبط شده مونده بود... رفتم سراغشون..توو دلم ی کورسویی بود ک صدای توام اونجا باشه... گشتم... بود.. صدات بود.. خنده هات بود...نابود شدم اون لحظه ک صدات رسید ب گوشم... صدای خواستنیت......... صدای خنده هات..... صدایی ک نزدیک ی ساله دیگه نشنیدم....

کل اون 4ساعتو تا برسیم من زار زدم توو اتوبوس..هی دلم خواستت... هی خودشو زد ب در و دیوار ک دلم تنگ شده واسش... تمام اون لحظه هاداشتم ب این فک میکردم اگه این دلتنگی اینطوری تموم میشه ک باید واسش تا کره ی ماه هم برم باور کن میرفتم.... ولی همیشه اونجوری نیس ک ما میخایم......

امروز 20 آبانه.. ی سال شد... من و تو و کافه و میرداماد و احسان خواجه امیری و اون پسر بچه ک چن بار شیشه ماشینتو تمیز کرد و اون ادامس بدمزه و موکا و چیز کیک و ساعتت و . . . . .

قطعا امروزو یادت نیس..حتی مطمئن نیستم ک منو یادت باشه... بعدِ اون حرفایی ک اون در موردت زد بهم و گف ک چ حرفایی میزنی......

نمیددنم چرا دوباره اینجارو بعد ی سال شرو کردم...

من ولی مینویسم واست..مث قبلنا... هنوزم واسه حرف زدن تو بهترینی و انتخابِ اولم . . .

:. Miss. MISS .:...

ما را در سایت :. Miss. MISS .: دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت: 0:16

صفحه بندی